السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
113
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
كشد كه با فاطمه رو به رو شد ، فاطمه عليها السلام فرمود : اى فرزند خطّاب ، آمدهاى تا خانهمان را آتش زنى ؟ ! عمر پاسخ داد : آرى ، مگر اينكه به آنچه امّت داخل شدند درآييد « 1 » ! در كنز العُمّال آمده است : عمر به فاطمه گفت : هيچ كس - بعد از پدرت - براى ما دوستداشتنىتر از تو نيست ! به خدا سوگند ، اين محبت جلودارم از اين نيست كه دستور دهم اگر اين افراد نزدت گرد آيند ، خانه را به آتش كشم « 2 » ! و در نقل الإمامة والسياسة مىخوانيم : عمر آمد و آنان را كه در خانه على بودند صدا زد ( كه بيرون آيند ) آنان خوددارى ورزيدند . آن گاه وى هيزم خواست و گفت : سوگند به كسى كه جانِ عمر به دست اوست ، خارج شويد و گرنه هركه را در خانه باشد مىسوزانم ! به او گفتند : اى ابا حفص ، در اين خانه فاطمه هست ! گفت : باشد « 3 » . و در أنساب الأشراف عبارت چنين است : ابوبكر سوى على پيك فرستاد كه براى بيعت بيايد ، آن حضرت از اين كار سرباز زد . عمر به همراه مشعلى آمد وجلوِ در ، با فاطمه رو به رو شد ، فاطمه گفت : اى پسر خطّاب ، مىخواهى خانهام را آتش زنى ؟ ! عمر گفت : آرى ، اين كار دستاورد پدرت را استوارتر مىسازد « 4 » . اين متون و ديگر گزارشها كه درشتخويى عمر و سختگيرى وى را در بيان نظراتش مىنمايانند ، دلالت دارند بر اينكه كسى كه چنين روش و رفتارى دارد بعيد است كه از تدوينِ همه احاديث - تنها با انگيزه نابودى فضائل اهل بيت - جلوگيرى كند .
--> ( 1 ) . العقد الفريد 5 : 13 ؛ تاريخ أبى الفداء 1 : 156 ؛ أنساب الأشراف 1 : 278 ( و در چاپى ، ص 586 ) . ( 2 ) . كنز العمّال 5 : 651 ؛ شرح نهج البلاغة ( ابن ابى الحديد ) 2 : 45 . ( 3 ) . الإمامة والسياسة 1 : 30 . ( 4 ) . أنساب الأشراف 1 : 586 ؛ عبدالله بن سبأ 1 : 133 .